به نام آنکه عشق و ایمان آفرید . . .
نوشتم و پاک کردم ، داستانم را با جمله‌های مختلف آغاز کردم را و باز هیچ کدام به عنوان سر‌آغاز سخن هنرنامۀ‌امروز به دلم ننشست ، پیشترها و زمان پدرانِ ما می‌نوشتند و اگر خوششان نمی آمد کاغذ را مچاله می‌کردند . اما به لطف فن آوری‌های پیشرفتۀ امروزی ، می‌نویسیم وپاک می‌کنیم بدون آنکه ردی از آن باقی بماند . دوران مدرسۀ ما ، صاحب رایانه بودن از مشخصه‌های تجدد به حساب می‌آمد و هنوز تکنولوژی همچون امروز به مثابه آفت ، به جانِ ما نیافتاده بود ! به یاد دارم یکی از تفریحاتمان که امروزه از آن‌ها نیز با حسرت یاد می‌شود ، مطالعۀ کتاب و جراید بود . حس کردن کاغذ ، بوی کتاب و حتی خاطره نگاری که امروزه جای خود را به اینستاگرام داده است. به یاد دارم درسی به نام " آیین نگارش " یا همان انشا داشتیم ، موضوعات مختلف که بیشتر مواقع پدران‌ و مادرانِ ما بارِ آن را به دوش می‌کشیدند و من نیز از این قائله مستثنی نبودم . روانِ پدرم شاد ، همواره برایم انشا می‌نوشت . همواره تمام دغدغه‌اش این بود که به لحاظ فرهنگی همگان را به جایگاهی برساند . یاد دارم که همواره برای من دفترچۀ خاطراتی می‌خرید و وادارم می‌کرد تا بنویسم . اطلاع دقیقی ندارم که فرزندانمان امروزه از نعمتِ این زنگ برخوردار هستند یا اینکه زنگ انشاء نیز خاطره‌ای شد و به کمپینِ نوستالژی آن روزها پیوست . همه و همه روبه فراموشی هستند ، نوشتن در فرزندانمان به جرات می‌توان گفت که منسوخ شده ، موسیقی‌های اصیلمان فراموش گردیده ، دیوان‌ اشعار بزرگمردانمان در قفسه‌های کتابفروشی‌ها خاک می‌خورد،بناهای تاریخی‌ ما نیز که داستان خود را دارد، مطبوعاتمان نیز بیمار است (مجلات وزین دوران کودکی: فیلم ، هنر‌موسیقی،بخارا،دانشمند و سایرین که خدا کمک به ادامه راهشان بنماید .)

وظیفۀ هنردوستان از هنرمندان سنگین‌تر است و آنها در حفظ هنر‌مند و هنرشان باید بکوشند. وظیفۀ آن‌ها شناساندن هنر به مردم این مرزوبوم است تا اصالتشان دستمایۀ هجوم فشارهای اقتصادی و پناه‌بردن به مطالب زرد این روز‌های جوامع مجازی نگردد.

 

هنرنامۀ امروز از کجا شروع شد ؟
" دکتر فرخ سیف بهزاد " بنیانگذار هفته‌نامۀ پزشکی امروز ( اولین نشریۀ تخصصی در زمینۀ پزشکی کشور پس از انقلاب )بود . مردی اهل قلم که زندگی‌خود را وقف "نوشتن و بیمارانش" نمود ، نوشتنی که 120 جلد کتاب و " هفته نامۀ پزشکی امروز " را از خود به یادگار گذاشت. از زمانی که به یاد دارم قوانینی میان ما وجود داشت که خاص خودمان بود . شب‌های کودکی‌ من با هزارویکشب و شاهنامۀ فردوسی گذشت ، خواندن و نوشتن نیاموخته بودم که آموزش زبان انگلیسی را آغاز نمودم ، روزهای تعطیل نیز که با سینما و به خصوص تئاتر می‌گذشت . آن زمان هنوز لاله‌زار ، نیمه جانی داشت و به یاد دارم روزی را که با پدر به دعوت سعدی خان افشار به پشت صحنه رفتیم و نعمت خان گرجی را دیدم ( گرچه درک درستی از این اتفاق¬ها نداشتم )، تئاتر گلریز در قُرقِ منوچهرخان نوذری، این جواهرِ هنر ایران بود ، بولینگ عبدو را اصغر‌خان سمسار‌زاده ( که خدا عمر طولانی به او بدهد ) ، روانشادان سروش خلیلی ، غلامحسین بهمنیار و حسین قاسمی‌وند می‌چرخاندند ، سینمای کودک هنوز طرفدار داشت ، مهمان ناخوانده با هنرمندی روانشاد کامبیز صمیمی مفخم ، مرضیه برومند ، عادل بزدوده و شاپور پورامین و فیلم‌های دیگری مانند علی و غول جنگل ، سفر جادویی و حسنک از جمله فیلم‌های خوش ساخت آن دوره بودند .
از دوستان پدر نصرت‌خان رحمانی ، م.آزاد و بیژن خان الهی (که تمامیشان را پروردگارمان قرین آرامش نماید)را بهتر به یاد دارم ، از غلامحسین خان ساعدی نیز فقط یک اسم و کتاب تاتار خندان برایم مفهوم داشت . به هرحال دوران کودکی همگی ما با این خاطرات ، این گونه گذشت و ای کاش این سن را آن زمان داشتم تا بتوانم این نام¬ها و اتفاقات را هضم نمایم .
سنم که بالاتر می‌رفت اینچنین بی مهری نسبت به هنر آزارم می‌داد و همواره میان من و پدر سخن از انتشار نشریه‌ای در باب معرفی تاریخ و بزرگمردان هنر ایران زمین بود . ادای دینی نسبت به تمامی بزرگان . هرچه که جلوتر می‌رفتیم مصمم تر می‌شدیم ، برآن شدیم که اقدام به اخذ مجوز کنیم و در گیرودار این تصمیم بودیم که شهریور ماه سیاه سال 93 رسید و " دکتر فرخ سیف بهزاد" بدل به رفیق نیمه راهی گشت که مرا با " هفته نامۀ پزشکی امروز " و ایدۀ "هنرنامۀ امروز" تنها گذاشت.
امروز و با توجه به این وظیفۀ سنگین و خطیر اینجانب و با کمک دوستان ادیب و هنرمندم و به یاری خوانندگان محترم ، امیدواریم که بتوانیم در این راه سهم خود را به عنوان عضوی کوچک از این مرز پر گهر ادا نماییم .
در پایان با تقدیم تمامِ احساس خودم به پیشینیان و بزرگانی که در این راه گام برداشته و در حال خدمتگزاری هستند . از نویسندگان کشورم تا پژوهشگران عرصۀ هنر ، از مطبوعات و جراید که همگی ما به واسطۀ آنهابا هنر آشنا شدیم ، سپاسگزارم و امید دارم که مجموعۀ مارا به عنوان کوچکترین عضو هنر ایران زمین پذیرا باشند .

ارادتمند شما
اردوان سیف بهزاد- دی‌ماه 95